دختری که فوق تخصص دستگاه گوارش است با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست کرد به او اجازه داده شود با یک مرد مرغ فروش ازدواج کند.
این دختر 36ساله که منیژه نام دارد در حالی که به همراه مرد موردعلاقه اش در شعبه 262 دادگاه خانواده به ریاست قاضی محمدرضا صداقتی حاضر شده بود، گفت؛ «من وقتی دانشجو بودم از شهرمان ورامین به تهران آمدم و خانه یی اجاره کردم و در آن مدت تنها زندگی می کردم. در همان دوران بود که با صابر آشنا شدم. او خواهرزاده صاحبخانه ام بود و رفت و آمدهایی که به خانه خاله اش داشت، باعث شد باب آشنایی ما باز شود. پس از مدتی به شناخت کامل از یکدیگر رسیدیم، هر دو احساس کردیم به هم علاقه مند شده ایم اما آن زمان امکان ازدواج نداشتیم و منتظر ماندیم من درسم تمام شود و صابر هم از نظر مالی وضعیت بهتری پیدا کند.»
این پزشک متخصص ادامه داد؛ «حالا که همه شرایط مهیا شده و من و صابر برای ازدواج آماده هستیم، والدینم بهانه گیری می کنند و به ما اجازه ازدواج نمی دهند. پدرم استاد دانشگاه و مادرم معلم است. آن دو با این بهانه که صابر هم سطح ما نیست و من به خاطر داشتن مدرک فوق تخصص باید با فردی ازدواج کنم که تحصیلات عالی داشته باشد، می خواهند مانع ما شوند، حال آنکه من و صابر به هم علاقه مند هستیم و هر دو یکدیگر را کامل می شناسیم. معیار من برای ازدواج سطح تحصیلات یا درآمد نیست بلکه می خواهم با مردی زندگی کنم که دوستش دارم.»
در ادامه این جلسه صابر نیز همین جملات را تکرار کرد و گفت؛ «من چند بار با پدر منیژه صحبت کردم و به او قول دادم دخترش را خوشبخت خواهم کرد. شغل من کار پردرآمدی است و می توانم زندگی مرفهی برای منیژه فراهم کنم ولی خانواده او به هیچ وجه راضی نمی شوند. هرچند من به دانشگاه نرفته ام و فقط دیپلم دارم امامنیژه را کاملاً درک می کنم و هیچ اختلاف سلیقه و عقیده یی با هم نداریم ولی پدر و مادر او مرا هم شأن خود نمی دانند و علاوه بر مساله تحصیلات، اختلاف سنی ما را نیز بهانه می کنند .من 9 سال از منیژه بزرگ تر هستم و به نظرم اختلاف سنی ما زیاد و غیرمتعارف نیست.»
وی افزود؛ «پس از چند بار خواستگاری وقتی مطمئن شدیم نمی توانیم خانواده منیژه را راضی کنیم، تصمیم گرفتیم به دادگاه بیاییم و اجازه ازدواج بگیریم. من حاضرم هر تعهدی که لازم است بدهم تا بتوانم این دختر را به عقد خودم درآورم چون واقعاً او را دوست دارم و زندگی بدون منیژه برایم عنا و مفهومی ندارد.»
بنا بر این گزارش قاضی دادگاه بعد از شنیدن حرف های این دو از آنجا که محل زندگی منیژه شهرستان ورامین است، با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده را به دادگستری این شهرستان ارجاع داد.
طبقه بندی: اخبار جالب(انحصاری باشگاه)،
به خاطر مسائل اخیر چند وقتی اخبار رو بسته بودند
مشروح اخبار :
* نیروی انتظامی كرج چند سارق را كه به سرقت دیش های ماهواره مردم اقدام می كردند دستگیر كرد و دیش های مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.
* شورای نگهبان ۲۹۹۹ نفر از ۳۰۰۰ كاندیداهای اصلاح طلب نمایندگی مجلس را رد صلاحیت كرد.
* به علت برخی مشكلات و نواقص، چشم انداز ۲۰ ساله باز هم تمدید شد.
* قیمت هر كیلو مرغ به هفت میلیون تومان رسید. جالب است بدانید در ۵۰ سال قبل مردم با هفت میلیون می توانستند یك اتومبیل بخرند.
* روسای جمهوری اسلامی انگلیس و جمهوری اسلامی آلمان از عمل نشدن و عدم اجرای صحیح اسلام در ایران ابراز نگرانی كردند.
* امسال مراسم سالروز پیروزی انقلاب از ۴ ماه به ۵ ماه افزایش می یابد.
* ۷۰ درصد مردم زیر خط فقر زندگی میكنند این در حالیست كه این آمار نسبت به سال قبل كاهش خوبی را نشان می دهد.
* از این به بعد صدا و سیما برای انتخاب مجریان زن، مسابقه ملكه زیبایی برگزار می كند.
* نیروگاه اتمی بوشهر به زودی به بهره بر داری می رسد.
برچسب ها: اخبار 20:30،
فامیل سویا زن جومونگ سبحان است
***************
جهت کوری چشم دشمنان ما ایرانیان به علت رفاه زیاد در کشور
از این پس باسنمان را با نفت می شوریم !!!
***************
سرهنگ به زنش گفت : تیمسار شدم
زنه بهش میگه : هرچی هستی باش ، فقط شبها استوار باش !!!
***************
ببخشید میشه یه بوس برام بفرستید !؟؟
کانون بوس ندیده ها !!!
***************
اگر کردی مرا روزی فراموش
در آید در دماغت 100 عدد جوش !!!
***************
به یارو میگن اسم کوچک جومونگ چیه ؟
میگه : افسانه !!!
طبقه بندی: جوک های روز ( بدون سانسور...)، اس ام اس های روز(sms)،
نمی دانم محبت را بر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود بر چه گلی بنویسم که هرگز پرپر نشود بر چه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود بر چه آبی بنویسم که هرگز گل آلود نشود و بر چه قلبی بنویسم که هرگز سنگ نشود
دوتا بد شانس باهم ازدواج میکنند بچشون پوچ درمیاد.......
خداوند زن را نمک زندگی آفرید تا مرد را از گندیدین نجات دهد !!!
اگه یه روز بریو بریو بریو بریو بریو بریو بریو بری... به خونتون هم نرسی تازه می فهمی که کلاغه توی قصه ها چی میکشه !
یه روز غضنفر میفته دنبال دختره با سنگ میزنه توو سرش . بهش میگه خوب مختو زدم ها !!!
ترکه میره سینما فیلم ترسناک میبینه..همه فرار میکنن جز ترکه..ازش میبرسن تو چرا هنوز نشستی میکه دست به من نزنید من ریدم ...
یه پسره میره بقالی میگه نوشابه خانواده دارین؟یارو میگه بله.میگه به مجرد ها هم میدین؟
دوست داشتم جیگرت رو بخورم اما حیف تا عید قربان ساله دیگه باید صبرکنم!!!!
من از این فاصله ها دلگیرم بی تو این جا چه غریبانه شبی می میرم ساعت گریه و غم هیچ نمی خوابد و من در الفبای زمان خسته ی این تقدیرم
ترکه توی کوپه قطار با یک خانم غریبه همسفر بوده. شب خانمه میره تخت بالایی میخوابه و ترکه تخت پایینی. نصفه شب خانمه میگه سردمه، کاش شما میتونستی میرفتی از مأمور قطار برام پتو میگرفتی. ترکه میگه میخوایی خانم امشب فرض کنیم زن و شوهر هستیم تا هردومون گرم شیم؟ خانمه که همچین بگی نگی از پیشنهاد بدش نیومده بوده میگه باشه حاضرم. ترکه میگه پس پاشو خودت برو پتو بگیر، برای منم یه چایی بیار
زندگی مثل بازی شطرنجه... البته توخیلی بچه ای، برو همون منچتو بازی کن!
زندگی بدون عشق مثل شلوار بدون کشه... عشق من کجایی؟ آبروم داره می ره!
می دونی فرق تو با میرزا نوروز چیه؟
میرزا نوروز پول داشت، کفش نمی خرید، تو موبایل داری SMS نمی دی!
مخصوص نیمه شب:
عروسک قشنگ من قرمز پوشیده / تو رختخواب مخمل آبیش خوابیده
عروسک من چشماتو وا کن / اس ام اس تو حالا نگاه کن
عروسکم اوسگول شدی برو لالا کن!
0935۰۰۰۰67 این شماره پینوکیو است، بهش زنگ بزن ببین چه طوری آدم شده، شاید تو هم آدم شدی!
#####0>==<#####
فکر کردی الان می گم این منم که از دوری تو روی ریل قطار خوابیدم؟ اگه گوشیتو 90 درجه به سمت چپ بچرخونی می بینی که دارم از نردبان ترقی بالا می رم.
از یه کچل می پرسن اسم شامپوت چیه؟ می گه من از شیشه پاک کن استفاده می کنم!
از بچه اصفهانیه می پرسن وقتی میری سر یخچال چی می خوری؟ می گه: کتک!
طبقه بندی: اس ام اس های روز(sms)، جوک های روز ( بدون سانسور...)،
به ترکه می گن گوز چه شکلیه؟می گه :حلقه ای . می گن چرا ؟می گه چون هر وقت زنم می گوزه میندازه گردن من
به یوسف گفتن آسنا خوشگل تره یا زلیخا ؟ آهی کشیدو گفت سوسانو
به یارو میگن وقتی حضرت یونس رفت تو دهن نهنگ چی شد ؟ یارو میگه : یه سازمانی تشکیل شد به نام یونس کو !!!!!
فیلسوف قزوینی میگه : تا وقتی كه امید هست , چرا آرزو بكنیم ؟
بچه نصف شب میره تو اتاق خواب مامانش میگه منم میخوام تواتاق شما بخوابم باباش میگه توله سگ جانیست مگه نمیبینی منم رو مامانت خوابیدم
یه بچه تو قزوین گم میشه پلیس میگه از یابنده تقاضا میشود امشب که هیچی فردا بچه رو به ما تحویل بده تاما پس فردا تحویل خانوادش بدیم
قزوینیه برای زنش پرتقال پوست می کنده، هی خدا خدا می کرده موز باشه.
طبقه بندی: اس ام اس های روز(sms)، جوک های روز ( بدون سانسور...)،
تبلیغات 







